السيد علي الحسيني الميلاني
54
جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى)
با تمام اين توصيفات بسيارى از رموز علمى اين كتاب پنهان مانده است . بلكه همواره اين كتاب مانند گنجى مخفى و سرى فاش نشده و درى كه گشوده نشده باقى مانده ، چرا كه آن كتابى است در صنعت خود كم نظير ، صورتى معمّا گونه به خاطر خلاصه بودنش ، حكايتى معجزه آميز در بيان مقصود خود . قوشجى در ادامه مىگويد : همانا من بعد از گذراندن عمرى در مسير يافت حقايق علم كلام و سپرى نمودن روزگارى در جستجوى دقائق اين علم ، هيچ كتابى نماند مگر اين كه پيچ و خم آن را گذراندم ، از باقى ماندن اين ابتكارات در پس پرده ابهام ، ابا ورزيدم ، پس تصميم گرفتم شرحى كه سختىها را به فروتنى وادارد و نقاب را بر طرف نمايد به رشته تحرير درآورم ، و فايدههايى را كه از ديگر كتابها يافتهام بر آن افزودم و استنباطهايى را كه به فكر كوتاهم مىرسيد بر آن زياد كردم ، پس آن چه را مىديدم و مىفهميدم ، عرضه كردم . به حمد خداوند متعال همانطور كه دوستان علاقهمند بودند ؛ اين شرح نه طولانى خسته كننده است و نه خلاصهاى كه نارسا باشد ، با تثبيت قواعد و تبيين جايگاه بحث و بيان مراد كتاب به رشته تحرير درآمد . اين مطالب را بيان كردم تا قدر جايگاه علمى متن و صاحب متن و همچنين مقام شرح و شرح دهندگان آن معلوم شود . سپس صاحب كشف الظنون بعد از نقل كلام قوشجى به ذكر نام حواشى و تعليقههايى كه بر دو شرح قديم و جديد نوشته شده و حتى حواشى علما كه بر اين حواشى نوشته شده است مىپردازد . « 1 » ما نيازى به ذكر آن نمىبينيم و به همين مقدار بسنده مىكنيم .
--> ( 1 ) . همان .